دست و پایش را گرفتیم و در آب انداختیمش
نامه امام به كوفيان پس از نزول در سرزمين كربلا
عراق مین های جدیدی به کار گرفته بود که ما از آن بیخبر بودیم
دادگاه صحرایی و موشی که به بیت المال دست درازی کرده بود
دوربین های نماز جمعه ، خبر جانبازی من رو به مادرم دادند
چرا من را دم در نگهداشتی ؟
قرار شد بجای سنسی اوس در جودو بگوییم شهید
وقتی قرار شد به پاسدارها درجه بدهند
همیشه فکر میکردم که فرمانده، حداقل پنج یا شش سال از من بزرگتر است. اما پس از شهادت شهید بردبار، فهمیدم که جوانتر بوده و فقط 4 ماه بزرگتر بوده است و به دلیل ابهت بالایی که داشت من متوجه تفاوت سنی اندکمان نشده بودم . این فرمانده، آدمی بسیار جدی، منظم، در عین حال […]
بسمالله الرحمن الرحیم بنده سید حسین دل زنده متولد سال 1341 در شهر رشت هستم . از سالهای جوانی درگیر این مسیر شدم. آن زمان، هنوز اینقدر «سوارِ» این راه نشده بودیم؛ اما با گذشت زمان و بالا رفتن سن، متوجه شدیم که این مسیر، نه یک انتخاب، بلکه تکلیفی الهی است. در میانه بیان […]
بسم الله الرحمن الرحیم مرتضی دربندی املشی هستم از استان گیلان انقلابی بودم. قبل از پیروزی انقلاب، انقلابی و پای کار بودیم. بعد، حدود سال 13۶۱ بود که برای آموزش به آبادان رفتیم. آنجا آموزش توسط شهید رحیم بردبار انجام شد. ایشان ابتدا ما را امتحان میکرد. خب ما اصلاً الفبای تخریب را هم نمیدانستیم. […]