ماجرای کشف انبار مهمات توسط شهید مهدی کریمی
مواجهه ی شهید حاج کاظم رستگار با نفاق
راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج فیاض قائد
جامعهی مأنوس با فرهنگ ایثار و شهادت توقف و عقبگرد نخواهد داشت
مهربان مثل شهید پیام پوررازقی
عملیات بیت المقدس به روایت حاج دهقان منشادی
چهارده نفر از بچه ها شهید شدند و ما شیمیایی شدیم
شبی که آقا سید محمد متوجه شد پیکر برادرش جامانده
عمامه ما آخوندها ، در زمان جنگ قصه هایی داشت. دشمن بر روی آن حساس بود و خیلی از مواقع ، به خصوص در جزیره ی مجنون که بچه ها مکالمات بیسیم بعثی ها را شنود می کردند ؛ وقتی آن ها ، مثلا یک روحانی که می آمد می گفتند امامشون آمده ، خمینی […]
یکی از شهدای مخلص گردان ما که همیشه سعی داشت ، محفیانه به بقیه خدمتی کرده باشد ؛ شهید علی اکبر طحانی بود . شهید طحانی آن زمان خبرنگار روزنامه جمهوری بوده و با آن ها ارتباط کاری داشت . با وجودی که سن و سالش از بیشتر بچه های گردان بالاتر بود اما بسیار […]
شهید علی اکبر طحانی بعد از شهادت برادرش علیرضا به گردان تخریب آمد . فکر می کنم خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی یا کیهان بود . یک دوربین داشت و دست به قلم خوبی هم بود . یک دفترچه خاطرات هم داشت که تمام خاطراتش را روزانه در آن می نوشت . علی اکبر از نظر […]