من نوه ی پسری حاج شیخ فضل الله نوری هستم (قسمت نهم)
آخرین نامه ای که برای شهید صبرعلی کلانتر به جبهه آمد
تحلیل شهید همت از علت ناکامی عراق با وجود توطئه های بنی صدر
تاسیس گردان تخریب لشگر 27 به روایت حاج جعفر جهروتی
خاری که بر دست شهید حمیدرضا دادو نشست
تاریخچه گردان تخریب لشگر شش ویژه پاسداران به روایت حاج عبدالله فرازنده
گنجشک هایی که از لب برکه آب میخوردند
حاج ناصر اسماعیل یزدی
بحث عملیات خیبر ، یک عقبه و مقدماتی دارد . مدتی قبل از عملیات خیبر در تهران ، در پادگان ولیعصر میان فرماندهان وقت سپاه اختلاف نظر ها و بحث هایی راجع به عملیات خیبر پیش آمده بود . شهید حاج کاظم رستگار و شهید حسن بهمنی در آن مقطع نسبت به عملیات خیبر انتقاداتی […]
من در عملیات والفجر دو نبودم . بعد از عملیات والفجر دو ، زمانی که دوستان داشتند در غرب آماده می شدند برای عملیات خیبر ، من هم به گردان آمدم . از دوستان شنیدم که اتفاقات عجیبی برای حاج عبدالله نوریان (فرمانده گردان ) پیش آمده بود و حاج عبدالله در بین بچه های […]
در مقطعی که شهید حاج عبدالله نوریان ، فرمانده گردان تخریب ، در نقاهت گاه بود . در گردان هم اگر خبری بود من به ایشان اطلاع می دادم. و اگر دستوری می داد به بچه ها پیغام می دادیم. حاج کاظم خدابیامرز بچه ها را جمع کرد و گفت : شایعه عجیبی شده است […]
خاطرم هست که در یک برهه، تعداد قابل توجهی از این فرماندهان استعفا کردند و اعتراضشان را به تهران و به دفتر مقام معظم رهبری رساندند . آن ها گفتند تا زمانی که رسیدگی نشود به منطقه برنمی گردند .