ای شما که در انتظار قائم نشستهاید خود قیام کنید که این انتظار طولانی نخواهد شد
حاج عبدالله به سادات بودن من خیلی احترام میگذاشت
خرید باتری در ازای شفاعت شهید علیرضا زمانی
مبادا حفظ و صدور انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن را فراموش كنيد
انتحاری داعشی ، قصد ورود به حرم امام هادی و امام حسن عسگری علیهم السلام را داشت
نماز اول وقت با شهید حاج عبدالله نوریان
راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج ابراهیم قاسمی
عملیات والفجر یک به روایت حاج مهدی قدیمی
نگاه ما به آینده امیدوارانه است. جهان در انتظار منجی است که ادیان الهی آن را وعده دادهاند. این منجی وجود و حضور دارد. مؤمنانهباور داریم که بر مبنای مشیت و اراده الهی، همانطور که پیامبران الهی وعده دادهاند، عدالت، جهانی خواهد شد
به مناسبت میلاد رسول اکرم (ص) و ولادت امام جعفر صادق (ع) بانک مرکزی ایران تصمیم به چاپ اسکناس یکصد ریالی با طراحی متخصصان ایرانی گرفت که در یک طرف آن نمای خارجی مجلس شورای اسلامی و در طرف دیگر تصویر شهید سید حسن مدرس نقش بسته بود. حضرت امام خمینی (س) طی حکمی به […]
سخن گفتن از ” سلیمانی عرصه دیپلماسی” مجالی به وسعت بصیرت و عمق ولایتمداری وزیر خارجه تراز انقلاب اسلامی، فرزند برومند دیار شهیدان، دامغان، شهید دکتر حسین امیرعبداللهیان میخواهد؛ “مجاهدی خستگی ناپذیر” که شایسته شهادت بود. بدون تردید گفتمان حیات بخش انقلاب اسلامی در چند دهه اخیر با اتکا به قهرمانانی که در میدان مجاهدت […]
وزیر امورخارجه شهید ایران، که به تعبیر رهبرمعظم انقلاب در جبهه خارجی «خستگیناپذیر» بود، در حوزههای مختلف سیاستخارجی ایران طی حدود ۳ سال اخیر توانست با پیشبرد راهبردهای ترسیمی دولتسیزدهم دراین عرصه، گامهای موثری در راستای تحقق متوازنسازی روابط خارجی جمهوریاسلامی و تقویت تعاملات منطقهای و بینالمللی بردارد. علاوهبر اینها، شهید امیرعبداللهیان طی حدود ۷ […]
در تابستان 1354 گردهمایی دبیران دینی غرب کشور در ارومیه تشکیل شده بود. از تهران حرکت کردیم تا به تبریز رسیدیم. در تبریز قرار شد مقداری از نیازهای منزل تهیه شود. به اتفاق آقای بهشتی به مغازه ای رفتیم. آقای بهشتی سفارش بعضی موارد را دادند. مغازه دار در موقع وزن کردن اقلام سفارشی با […]
اسفند ۱۳۹۷، بشار اسد به تهران آمد و ملاقات مهمی با مقام معظم رهبری و آقای رئیس جمهوری کرد هماهنگی سفر بشار اسد، با نیروی قدس بود؛ آمد و رفت ،ایشان از نظر امنیتی میبایست حساب شده می بود حتی احتمال داشت او را توی مسیر ترور کنند زمان دقیق سفر آقای اسد به آقای […]
یوسف صباغیان، خواهرزاده شهید محمدعلی رجایی میگوید: «بعد از اجرای این مراسم تاریخی و ماندنی از دایی پرسیدم: ʼآن لحظه که حاج احمد آقا حکم تو را میخواند، شما به جایی خیره شده بودی. پیدا بود که داشتی فکر میکردی. به چه فکر میکردی و در اندیشهات چه میگذشت؟ʻ گفت: ʼیادت هست، وقتی کوچک بودیم […]
انتشار خبر تأسیس «اندیشکده حکومت و کشورداری شهید رئیسی» واکنشهای مثبتی در بین اقشار مختلف جامعه داشته و بسیاری از این اقدام استقبال کردند. این اقدام که در راستای عینیت بخشیدن به فرمایش رهبر معظم انقلاب مبنی بر «الگوی تراز بودن شهید رئیسی در مدیریت کشور » از سوی جمعی از همکاران و علاقهمندان به […]
مجری: شما هیچگونه ارتباطی هم با فرضا وزرا و معاونین ایشان نداشتید اصلا؟ برادر رئیس جمهور شهید: نه اصلا من را نمیشناختند. حتی زمان شهادت ایشان، معاون اجرایی ایشان که سر قبرشان ایستاده بود، من را نمیشناخت و میخواست منرا از بالای قبر کنار بزند، که ایشان جلوتر یا نزدیکتر باشد. چون به هرحال […]
هرکجا در برابر یا کنار ایشان ماشین کوچکتری مانند ژیان و فولکس و اینها بود صبر می کردند و به آنها راه عبور می داد که رد شوند. این امر شامل موتور سوارها و دوچرخه ها هم می شد. دکتر بهشتی وقتی کنجکاوی مرا دیدند توضیح دادند
در دوران تصدی مسئولیت، در یک اتاق ساده و به دور از تشریفات کار میکرد. در توصیف اتاق کار او گفتهاند: «در یک گوشه اتاق دو میز تحریر وجود داشت، پشت آن مینشتند و کار میکردند. در یک گوشه اتاق هم بساط چای گذاشته شده بود... یک زیرانداز ساده هم انداخته بودند و در آن دوران بحرانی به دور از تشریفات در حال اداره کشور بودند...»
کتر بهشتی به عنوان آغازگر بحث و هم مدیرجلسه پیرامون اهمیت مسئولیت ریاست جمهوری سخنانی ایراد کردند و اظهار داشتند رئیس جمهوری پس از مقام رهبری بلندپایه ترین مقام نظام است و آقایان مردم را روشن کنند تا شخصی که تحت حمایت استکبار قرار دارد در مسئولیت ریاست جمهوری قرار نگیرد. تا جایی که من به یاد دارم این آخرین جمله شهید بهشتی بود.
به پدرم گفت این دو سگ دارند می روند سر قبر مارکس فاتحه بخوانند. پدرم بلافاصله به او گفت اگر ما با فکر مارکس مخالف هستیم نباید به او توهین کنیم. ادب در کلام لازم است چه فرد کافر باشد چه مسلمان.
«اول انقلاب بود که ایشان وصیتنامهای نوشتند و به من دادند و گفتند، چون شما فعلا سرپرست بچههای من هستید و من برادری ندارم، از شما میخواهم که شما این سرپرستی را بکنید و خودتان را از همین حالا آماده کنید که خودکفا باشید و هم زن باشید و هم مرد باشید.