• امروز : شنبه, ۸ شهریور , ۱۴۰۴

سرنوشت اسنادی که از ساواک کشف شد

  • کد خبر : 6408
سرنوشت اسنادی که از ساواک کشف شد

یکی از افتخارات خدمت من، دورانی بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در یکی از مراکز حساس مشغول به کار شدم. پس از سقوط رژیم سابق، سازمان ساواک که پیش از این ابزار توقیف حکومت بود، در اختیار نیروهای انقلابی قرار گرفت. در این میان، شهید دکتر مصطفی چمران، که علاوه بر معاونت نخست‌وزیری، […]

یکی از افتخارات خدمت من، دورانی بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در یکی از مراکز حساس مشغول به کار شدم. پس از سقوط رژیم سابق، سازمان ساواک که پیش از این ابزار توقیف حکومت بود، در اختیار نیروهای انقلابی قرار گرفت. در این میان، شهید دکتر مصطفی چمران، که علاوه بر معاونت نخست‌وزیری، مسئولیت نظارت بر فعالیت‌های شورای انقلاب را نیز بر عهده داشتند، هدایت این مجموعه را بر عهده گرفتند.

ساواک در ساختمانی بزرگ مستقر بود که امروزه بخش‌هایی از آن در اختیار وزارت اطلاعات قرار دارد، اما دیگر آن وسعت و عظمت سابق را ندارد. در آن دوران، انبوهی از اسناد و مدارک در این ساختمان نگهداری می‌شد؛ از لیست کارکنان ساواک و منابع اطلاعاتی آن گرفته تا پرونده‌های مفصلی درباره گروه‌های سیاسی مختلف مانند منافقین، حزب توده و نهضت آزادی و همچنین، اسناد مربوط به بازرسی شاهنشاهی و حزب رستاخیز نیز در آنجا جمع‌آوری شده بود. اطلاعاتی که از سوی سازمان‌های اطلاعاتی خارجی، به ویژه آمریکا، گردآوری شده بود نیز به این مرکز منتقل شده بود.

در آن شرایط، گروهی از بانوان انقلابی و مورد اعتماد، با همکاری در تفکیک و سازماندهی این اسناد، نقش مهمی در پیشبرد امور ایفا کردند. وظیفه ما این بود که اطلاعات به دست آمده از فعالیت‌های گروه‌هایی چون منافقین را به دادستانی انقلاب، به‌ویژه به شهید والا مقام اسدالله لاجوردی و مرحوم آیت الله محمدی گیلانی، منتقل کنیم تا فرآیند رسیدگی به پرونده‌ها با دقت بیشتری انجام شود.

یکی از موارد قابل توجه در آن دوران، وجود اطلاعات نظامی دقیق بود که به تهیه نقشه‌هایی از مناطق استراتژیک عراق، از جمله پل‌ها، ایستگاه‌های راه‌آهن و پایگاه‌های نظامی می‌پرداخت. این اطلاعات با استفاده از تحلیل عکس‌های هوایی به دست آمده بود. ما این داده‌ها را شبانه استخراج کرده و به دفتر نخست‌وزیری تحویل دادیم. 

شهید دکتر مصطفی چمران در همان ساعات پایانی شب، با دقت این نقشه‌ها را بررسی کردند و بر اهمیت حیاتی آن‌ها در عملیات نظامی تأکید ورزیدند. این اطلاعات، زمینه را برای انجام عملیات موفقیت‌آمیز هوایی علیه مواضع عراق فراهم ساخت. در آن لحظات، شاید درک کاملی از جایگاه و تأثیر اقدامات خود نداشتیم، اما حس می‌کردیم که خداوند ما را در مسیری قرار داده که می‌توانیم خدمتی مؤثرتر از آنچه تصور می‌کنیم، ارائه دهیم.

شهید والا مقام اسدالله لاجوردی، که مسئولیت اجرایی آن بخش را بر عهده داشت، با وجود ظاهر گاهی جدی، روحیه‌ای بسیار مهربان و فروتنانه داشت. حتی در برخورد با اعضای گروه‌های مخالف، با درک عمیق از شرایط، رویکردی توأم با نرمش و مدارا در پیش می‌گرفت، به امید آنکه بتواند آنان را به بازنگری و پیوستن به مسیر انقلاب ترغیب کند.

پس از شهادت ایشان، خوابی دیدم که در آن، ایشان با اصابت چند گلوله به شهادت رسیدند. ایشان به من فرمودند: این جراحات برای من هیچ دردی نداشت، گویی کودکی با تیرکمان، اشیاء چسبناکی به من چسبانده باشد!

این بیان، نشان‌دهنده تفاوت بزرگ در درک رنج‌های مادی در این دنیا و جهان دیگر بود. روحشان شاد که از پیشگامان راستین و صادق انقلاب بودند و با تلاش خود، پایه‌های نظام را استوار و بنا ساختند.

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=6408

خاطرات مشابه

12دی
خاطره ای که از شهید پیام پوررازقی در ذهن دارم
هنوز طراوت نوجوانی‌اش به جوانی تبدیل نشده بود

خاطره ای که از شهید پیام پوررازقی در ذهن دارم

12دی
نحوه اعزام حاج آقا صمد زاده به گردان تخریب
ماجرای آیفا و آَنایی با شهید اربابیان

نحوه اعزام حاج آقا صمد زاده به گردان تخریب

01دی
راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج محمدتقی صمدزاده
تنها تصویری که از روزهای نخست آشنایی با گردان دارم

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج محمدتقی صمدزاده

ثبت دیدگاه