• امروز : پنجشنبه, ۶ آذر , ۱۴۰۴
زمانی که ایشان را برای سخنرانی در هیئت دعوت می‌کردیم

شهید مجلس، آقا سید مهدی تقوی

شهید مجلس، آقا سید مهدی تقوی

شهید آقا سید مهدی تقوی از افرادی بود که ارتباط ما با ایشان در دوران جبهه بسیار محدود بود و بیشتر بعد از جنگ و در مراسم‌ها توانستیم با او آشنایی نزدیک‌تری پیدا کنیم. زمانی که ایشان را برای سخنرانی در هیئت دعوت می‌کردیم و می‌آمدند، فرصت بیشتری برای دیدار با او فراهم می‌شد. وقتی […]

شهید آقا سید مهدی تقوی از افرادی بود که ارتباط ما با ایشان در دوران جبهه بسیار محدود بود و بیشتر بعد از جنگ و در مراسم‌ها توانستیم با او آشنایی نزدیک‌تری پیدا کنیم. زمانی که ایشان را برای سخنرانی در هیئت دعوت می‌کردیم و می‌آمدند، فرصت بیشتری برای دیدار با او فراهم می‌شد. وقتی در قم مستقر بود، گاهی با سختی خود را به مراسم‌ها می‌رساند. وسیله‌ای برای رفت‌وآمد نداشت و گاهی یکی از بچه‌ها با موتور او را می‌آورد.

وقتی ایشان به منزل ما می‌آمد، معمولاً ظهر یا بعدازظهر می‌رسید و تا شب که هیئت برگزار می‌شد، همان‌جا می‌ماند. در این مدت، بسیار تلاش می‌کرد تا انسجام و نظم هیئت را افزایش دهد و همواره روحیه‌ای فعال و پرتلاش داشت. اما در جبهه، تنها چهره او را دیده بودیم و برخورد نزدیکی با او نداشتیم.

نحوه شهادت آقا سید تقوی، همان‌طور که از شنیده‌ها نقل می‌شود، بسیار دردناک و تأثیرگذار بود. او در مجلس شورای اسلامی، به نماینده خمینی‌شهر کمک می‌کرد و در مسائل اجتماعی به او مشورت می‌داد. پیش از آن، مدتی هم با آقای زاکانی همکاری داشت و از طریق آقای اربابیان با بچه‌های دیگر آشنا شده بود.

در روز شهادتش، ظاهراً جلسه‌ای در مجلس داشت. او در اتاقکی نزدیک سالن پشتی که برای پذیرش ارباب رجوع و ملاقات با نمایندگان بود، منتظر حضور نماینده بود تا مشورت‌هایش را انجام دهد. همان روز، گروهی از نیروهای داعش به مجلس حمله کردند. آقا سید تقوی در حالی که عبا و عمامه‌اش را کنار گذاشته بود تا وضو بگیرد، به سالن بازگشت.

به محض ورود به اتاق، یکی از نیروهای داعش از فاصله نزدیک به او تیراندازی کرد و او را به شهادت رساند. شهادت او در آن شرایط، نمادی از مظلومیت و شجاعت کسانی بود که حتی در آرامش نسبی، برای خدمت به مردم و آرمان‌های انقلاب تلاش می‌کردند.

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=5822

بیشتر بخوانید

03شهریور
پسته ای که روی زمین افتاده بود
مسئول تدارکات گردان ، شهید حسین کاشانی

پسته ای که روی زمین افتاده بود

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.