• امروز : یکشنبه, ۹ آذر , ۱۴۰۴
فقط ما صبحانه با عسل می خوردیم

شش ماه شهادتان عقب افتاد

شش ماه شهادتان عقب افتاد

واحد تدارکات ، یک بار عسل با دبه آورده بودند و به بچه ها نمی دادند . بچه ها رفته بودند و تک زده بودند و عسل را برداشتند و آوردند و صبحانه با عسل می خوردیم. ما اکثرا سهمیه پنیر و کره داشتیم و گاهی هم تخم مرغ می دادند  .تا زمانی که آن […]

واحد تدارکات ، یک بار عسل با دبه آورده بودند و به بچه ها نمی دادند . بچه ها رفته بودند و تک زده بودند و عسل را برداشتند و آوردند و صبحانه با عسل می خوردیم. ما اکثرا سهمیه پنیر و کره داشتیم و گاهی هم تخم مرغ می دادند  .تا زمانی که آن دبه عسل تمام می شود با ما بود. بعداً به مسئول تدارکات وقت گفتیم آقای فلانی یادت است که یک عسلی آمده بود و شما آن را به ما ندادی . بعد از اینکه عسل تمام شد به ایشان گفتیم که ما عسل را خوردیم حلال کنید. گفت شش ماه شهادتان عقب افتاد. به خاطر اینکه عسل را بردید. شهید فیروزبخت می گفت چرا به بچه ها عسل نمی دهید؟

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=2933

بیشتر بخوانید

28آذر
حاج رسول از من خواست برای شهادتش دعا کنم
خاطرات مادر شهید حاج رسول فیروزبخت

حاج رسول از من خواست برای شهادتش دعا کنم

20بهمن
مثل من که دیشب یواشکی دو تومان صدقه دادم
شوخ طبعی به سبک شهید حاج رسول فیروزبخت

مثل من که دیشب یواشکی دو تومان صدقه دادم

23آبان
من حلال کنم ؟ خدا حلالتان کند …
ماجرای یک بگومگو بین شهید حاج رسول و شهید سید محمد

من حلال کنم ؟ خدا حلالتان کند …

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.