• امروز : یکشنبه, ۹ آذر , ۱۴۰۴
صندلی خالی شهید غلامرضا صالحی

این امتحانی بزرگ از جانب پروردگار است

این امتحانی بزرگ از جانب پروردگار است

سال 1364 نام من برای زیارت بیت‌الله‌الحرام از طرف سپاه اعلام شد. شور و شعف خاصی سراپای وجودم را فراگرفت. وسایلم را آماده کردم و برای خداحافظی با اقوام، به نجف‌آباد رفتم. صبح روز بعد با خوشحالی به سمت تهران حرکت کردم. اما قبل از راهی شدن، برادر محسن رضایی با سفر بنده مخالفت نمود. […]

سال 1364 نام من برای زیارت بیت‌الله‌الحرام از طرف سپاه اعلام شد.

شور و شعف خاصی سراپای وجودم را فراگرفت.

وسایلم را آماده کردم و برای خداحافظی با اقوام، به نجف‌آباد رفتم.

صبح روز بعد با خوشحالی به سمت تهران حرکت کردم. اما قبل از راهی شدن، برادر محسن رضایی با سفر بنده مخالفت نمود.

با سرهنگ صیادشیرازی که صحبت کردم، متوجه تمایل ایشان به ماندنم در ایران شدم.

در آخرین ساعت حرکت کاروان، برای خداحافظی با برادران در فرودگاه حاضر بودم.

گذرنامه و بیلط نزدم بودم.

آن‎ها اصرار داشتند که همراه‎شان بروم. با خودم گفتم که شاید این امتحانی بزرگ از جانب پروردگار است که علی‌رغم علاقه به سفر حج به جبهه بازگردم.

ساعت یازده شب هواپیما به طرف جده پرواز کرد و صندلی من خالی ماند.

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=1552
  • نویسنده : شهید غلامرضا صالحی
  • منبع : وبلاگ نوید شاهد اصفهان
  • بدون دیدگاه

بیشتر بخوانید

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.