اعلام زمان نماز شب به شیوه ی شهید صاحب علی نباتی
حاج محمد انجمی پور
دعای خیر امیر المومنین علیه السلام برای هاشم بن عتبه
آمریکایی ها 146 زن مهاجر را در کارخانه تولیدی آتش زدند
شهیدی که گردان های قسام را ساخت
نمیتوانستم جای خالی حاج عبدالله را تحمل کنم
بچه گربه های آقا مصطفی صدرزاده
اولین دیدار و آشنایی من با شهید مصطفی صدرزاده
یکی از روزهای سرد زمستان در سالهای دفاع مقدس را تجربه میکردیم. در مسیر بازگشت از کرمانشاه، جایی که سرما در مغز استخوانمان نفوذ میکرد و گویی باد صورتمان را سیلی میزد، در منطقهای اطراف همدان با شهید صالحی همراه و مشغول رانندگی بودم. شهید صالحی گفت: «دلم بستنی میخواهد!» تنها چیزی که در آن […]
سال 1364 نام من برای زیارت بیتاللهالحرام از طرف سپاه اعلام شد. شور و شعف خاصی سراپای وجودم را فراگرفت. وسایلم را آماده کردم و برای خداحافظی با اقوام، به نجفآباد رفتم. صبح روز بعد با خوشحالی به سمت تهران حرکت کردم. اما قبل از راهی شدن، برادر محسن رضایی با سفر بنده مخالفت نمود. […]