برای دوستان شهیدم اشک بریزید چون اینجا کسی نیست برای آنها گریه کند
شيطان آنها را بر اثر بعضى از گناهان به لغزش انداخت
فرماندهان ما در میدان جنگ تربیت شدند
تاسیس گردان تخریب لشگر 27 به روایت حاج جعفر جهروتی
وقتی مین والمر عمل کرد و من مجروح شدم
هر عیب که هست از مسلمانی ماست
بلند شدم گفتم یا حسین و باز خوابیدم
خدایا ممنونم ازت که چنین فرزندی به من اعطا فرمودی
در کربلای ۵ ما دو تیم بودیم . تیم اول قرار بود قبل از اینکه ما وارد به گردانی که به آن مامور شده بودیم ، برود و معبر بزند و بعد از آن که ما وارد شدیم با استفاده از معبر تیم اول برویم به سمت عراق . قرار شده بود اگر تیم اول موفق […]
ما یک شهید اسماعیل پور داشتیم که ایشان همیشه سر نماز خیلی شدید گریه می کرد و اشک می ریخت . بعد از نماز سجده میکرد و اشک می ریخت. قبل از عملیات عاشورای سه بود . بعد از عملیات عاشورای سه که ایشان را دیدم خیلی خاکی شده بود . صورت و محاسنش خاک […]