حالا این بستنی که با من خوردی تا آخر عمرت بیادت میماند
مینگذاری ارتفاعات ملخ خور و کمک قاطر مشکی
عملیات کربلای پنج به روایت حاج مسعود تاج آبادی
عباس همه ی فن های کشتی را روی من پیاده میکرد
حاجی چند تا کار از من خواست که من نتوانستم انجام دهم
مسئول آموزش پادگان امام حسین علیه السلام ، شهید میثم شکوری
کم کم متوجه شخصیت متفاوت شهید بادپا و اتفاق های معجزه آسایی که برایش می افتاد شدم
حسین جان ! پسرم ، عزیزم ، برادرم ، پاره ی وجودم ! تو میدانی ترس من از چگونه رفتن است
شهید اسماعیلزاده از فرماندهان شوخطبع بود. در میان اضطراب عملیاتها، با شوخیهایش روحیه بچهها را بالا میبرد. هرجا شهید اسماعیلزاده میآمد، نه فقط بچههای تخریب، همه روحیه میگرفتند.
بسماللهالرحمنالرحيم ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيلالله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون به نام خداوندي كه زندگيم از اوست و به نام پروردگاري كه مرا لطف فراوان بخشيد و فرصتي داد تا در امتحان شركت كنم و در ميدان جنگ باز هم عليه باطل بشتابم و به نداي «هل من ناصر ينصرني» امام حسين(ع) […]