عراقی ها قول دادند که مزاحم برگزاری مراسم نشوند
اینگونه به گردان رفتم و تخریبچی شدم
با خوردن غذای آلوده شیمیایی شدیم
قرار گذاشتیم من به روح الله فقه و اصول یاد بدم و اون به من خطاطی
مهدی خواب دیده بود که راه هفتاد ساله را یک شبه طی کرده است
مسئول مستحبات ، شهید جعفرصادق نصرتخواه
روزی که شهید برونسی ، داماد صدام را دستگیر کرد
حاج قاسم گفت پیکر شهید بادپا بخاطر من برنمیگردد
رفاقت های زمان جنگ هم عجیب بود . یک فرمانده داشتیم به اسم ماشاءالله رشیدی که فرمانده گروهانی داشت به اسم زکی زاده . شب عملیات کربلای پنج میخواست وارد عمل شود . دم خط به سنگر من آمد و گفت : فلانی ! من و زکی زاده با هم عهد بستیم که هرکداممان زودتر […]