صیغه عهد اخوت با شهید حاج عبدالله نوریان
عملیات والفجر یک به روایت حاج علی بهجانی ممقانی
حیوان ! یک گاردی گرفت و دندانهایش را به من نشان داد
بشتابید که وقت جبران زیان ها هم نیست
فقط من زنده ماندم
او ثابت کرد یاری امام عصر در حفظ نظام و میهن اسلامی است
پیشروی عراق و شهادت شهید حاج ناصر اربابیان
راوی و رزمنده گردان تخریب حاج حبیب فرخی
یکی از روزهای سرد زمستان در سالهای دفاع مقدس را تجربه میکردیم. در مسیر بازگشت از کرمانشاه، جایی که سرما در مغز استخوانمان نفوذ میکرد و گویی باد صورتمان را سیلی میزد، در منطقهای اطراف همدان با شهید صالحی همراه و مشغول رانندگی بودم. شهید صالحی گفت: «دلم بستنی میخواهد!» تنها چیزی که در آن […]
سال 1364 نام من برای زیارت بیتاللهالحرام از طرف سپاه اعلام شد. شور و شعف خاصی سراپای وجودم را فراگرفت. وسایلم را آماده کردم و برای خداحافظی با اقوام، به نجفآباد رفتم. صبح روز بعد با خوشحالی به سمت تهران حرکت کردم. اما قبل از راهی شدن، برادر محسن رضایی با سفر بنده مخالفت نمود. […]