گفت: من وظیفه دارم که الان بروم
از تظاهرات مقابل کاخ سفید تا شهادت در دهلاویه
بلند شدم گفتم یا حسین و باز خوابیدم
این سه شهید آخرین امید صدام را ناامید کردند
من خیلی کم توفیق پیدا میکردم واسهی نماز شب امّا …
بهترین انسانی که در سینما دیدهام، مرحوم فرجالله سلحشور بود
یه تعداد افراد بودیم که بهمون میگفتن : حمّله و قطّره
حاج محمد انجمی پور
اول خودش آمد و گفت: حسین خیلی دلم گرفته می خوام برام روضه بخونی. شاید دیگه فرصت روضه گوش کردن نداشته باشم. گفتم: تقی برو شب عملیات خیلی کار دارم. رفت و باز برگشت. این بار شهید یعقوبی رو آورده بود واسطه. اصرار که فقط چند دقیقه. سه تایی رفتیم نشستیم پشت سنگر؛گفتم: چه روضه […]