حاج ناصر اسماعیل یزدی
من نوه ی پسری حاج شیخ فضل الله نوری هستم (قسمت اول)
شوخ طبعی و جدّیت شهید مجید رضایی
وقتی مین والمر عمل کرد و من مجروح شدم
حسرتی که شهید سید مهدی اعتصامی به دل ما گذاشت
ماموریت ناتمام با شهید هادی مهین بابایی
مجبورم کردند با پاهای زخمی روی برف بدوم
سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر
پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۵۵ صبح به فرودگاه رفتم که شاهنشاه تشریف میآورند سلطان قابوس را راه بیاندازند. بعد در رکاب مبارک به سعدآباد برگشتم و شرفیاب شدم و کارهای جاری را عرض کردم. فرمودند: این پسر (سلطان قابوس)، بسیار پسر خوبی است و جز به مشورت ما قدمی بر نمیدارد. عرض کردم: بفرمایید مرد عاقلی […]