من خیلی کم توفیق پیدا میکردم واسهی نماز شب امّا …
گذری بر عمر کوتاه نخبهای که بنیانگذار پژوهشگاه رویان شد
راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج علی اکبر فضلی
پیراهنی که هنگام شهادت ، بر تن شهید حاج رسول بود
وقتی کاشانی با سوء استفاده از هنر خانهنشین شد
تاریخچه گردان تخریب لشگر 32 انصارالحسین همدان به روایت حاج سیدقاسم بلوری
راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج سید هادی موسوی
جنگ خیلی دوام ندارد و ما هم ماندیم و محروم شدیم
در کربلای ۵ ما دو تیم بودیم . تیم اول قرار بود قبل از اینکه ما وارد به گردانی که به آن مامور شده بودیم ، برود و معبر بزند و بعد از آن که ما وارد شدیم با استفاده از معبر تیم اول برویم به سمت عراق . قرار شده بود اگر تیم اول موفق […]
ما یک شهید اسماعیل پور داشتیم که ایشان همیشه سر نماز خیلی شدید گریه می کرد و اشک می ریخت . بعد از نماز سجده میکرد و اشک می ریخت. قبل از عملیات عاشورای سه بود . بعد از عملیات عاشورای سه که ایشان را دیدم خیلی خاکی شده بود . صورت و محاسنش خاک […]