مأموریت گردان تخریب در عملیات بدر
وقتی حاج عبدالله نوریان پایش را در گردان مهندسی گذاشت
عملیات فتح چهار به روایت حاج محمد صلاحی کجور
یک دفعه داد میزدم مهین مهیــــــن
عملیات کربلای دو به روایت حاج علی اکبر جعفری
آخرین باری که به مرخصی آمدم
انتفاضه شعبانیه ، قیام مردم عراق علیه حکومت صدام
ما دنبال یک کودتاچی میگردیم
من به شهید عباس بیات خیلی نزدیک بودم . باهم بچه محل بودیم . به نظر من، سطح علمی و عمق معرفتیش با بچه های دیگرفاصله داشت . انگار از خیلی ها یک سر و گردن بالاتر بود و جزء عرفای گردان محسوب می شد . بسیارمنظم بود و در مسائل مربوط به زندگی روزمره […]
عباس بیات هم اسطوره و هم شلوغ بود . یعنی هر دو حالت را داشت. در منطقه ی ماووت در مقر شهید ضیائی که بودیم ، عباس در سنگر ما و مسئول سلمانی ما بود. البته من هم آن زمان مو داشتم . عباس موهای بچه ها را کوتاه می کرد. عباس اوایل با ماشین […]
شهید عباس بیات در مقر گردان ، در موقعیت قلاجه بود . ما هم که از مرخصی برگشتیم به قلاجه رفتیم . من و شهید رضا صمدیان منتظر بودیم تا ماشین غذا برسد و ما را به مقر تخریب ببرد. عباس راننده ماشین تدارکات بود. در آشپرخانه ایستاده بودیم که بالاخره ماشین آمد و ما […]