چند خاطره از فرماندهی شهید سید محمد زینال حسینی به روایت حاج مسعود میسوری
باید به دیگران ما حسن ظنّ و نسبت به خودمان سوء ظنّ داشته باشیم
اكنون متوجه شدهام آمريكاييها ناسپاس و نامرد هستند
حکایت انگشت و انگشتری که به دست داعشی ها افتاد
من میروم آن طرف اما نگران اجناس تدارکات هستم
نگهداری خط دهلران و نهر عنبر زبیداد
سومین گردهمایی رزمندگان گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداء علیه السلام
سه مرحمت خدای باری تعالی که شهدا پاسخ آن را دادند
ما چند شب در طلائیه درگیر بودیم. هدف از حضور در طلائیه این بود که بتوانیم راه را از جاده “نشوه” عراق باز کنیم و از طریق این جاده به جزایر شمالی و جنوبی راه پیدا کنیم. هدف اصلی این بود که یک راه زمینی باز شود تا امکانات و تدارکات بتوانند بهراحتی رفتوآمد کنند. […]