روزی که حاج ابراهیم همّت آسمانی شد
«دیپلمات مقاومت» عنوانی برازنده بر قامت شهید حسین امیرعبداللهیان
از همون لحظه ی اول توی دل همه نفوذ کرده بود
و با آنها پیکار کنید؛ تا فتنه باقی نماند
مادری که با دستان خودش، پسر شهیدش را در خاک گذاشت
ماموریت دونفره با شهید حاج عبدالله نوریان
حاج قاسم من را به گردان تخریب برد
نخستین جهاد شما : ترس و نومیدی را از خود و دیگران برانید
یک روز مادرم به اتاق میرود و میبیند که ابراهیم دستش در جیب پدرش است. همین که او را میبیند، فوری دستش را میکشد. ابراهیم جریان را تعریف میکند و میخواهد این ماجرا فاش نشود.
