آرایشگاه شهید عباس بیات
گفتم: جوجه ! تو آمدی ما را بگیری؟
بچه گربه های آقا مصطفی صدرزاده
نحوه ی خواندن کتاب جامع المقدمات به روایت شهید حسین مسیبی
آن روز فهمیدم شهید مصطفی مبینی پاسدار است
آیا میشود آدمیزاد از شرّ خودبینی و هوای نفس آزاد شود؟
مقدمات عملیات والفجر هشت به روایت حاج مسعود میسوری
عملیات فتح یک به روایت حاج محمد صلاحی کجور
على بن ابراهيم گفت : اسعد بن زراره و ذكوان بن عبد قيس كه از قبيلۀ خزرج بودند، در يكى از مراسم ها به مكه آمده بودند . علت مسافرت شان اين بود كه بين اوس و خزرج مدت زيادى جنگ و خونريزى ادامه داشت و آنان شب و روز اسلحه را زمين نميگذاشتند و […]
ابرهه، پس از چندى كه در يمن فرمانروائى كرد و قدرتى بهم زد، قليس را در شهر صنعاء ساخت. قليس كليسائى بود كه در آن روزگار در سراسر روى زمين همانندش ديده نشده بود. پس از آن كه ساختمان اين كليسا به پايان رسيد، ابرهه به نجاشى، پادشاه حبشه، نوشت: «من كليسائى ساختهام كه مثل […]
هر ساله عده ای از طایفه قریش براى تجارت به شام مي رفتند . شهر بصرى در آن زمان يكى از شهرهاى بزرگ شام و از مهم ترين مراكز تجارتى آن عصر بشمار ميرفت . در نزديكى اين شهر ، صومعه و كليسائى وجود داشت و مردى ديرنشين و ترسائى که گوشه گير بود به […]