• امروز : جمعه, ۱۵ فروردین , ۱۴۰۴
نحوه آشنایی و ورود به گردان تخریب

حاج موسی طیبی

  • کد خبر : 2512
حاج موسی طیبی

بنده موسی طیبی جمعی گردان تخریب لشکر ده حضرت سید الشهدا علیه السلام هستم . تاریخ ورودم به تخریب مربوط به 20/10/1361 میشود . بعد از اینکه اموزش انواع مین ها را توسط سردار حاج جعفر جهروتی  دیدیم ، حاج آقا عبداله نوریان (ره) فرمانده گردان وقت تخریب تشریف آوردند و اعلام کردند که هر […]

بنده موسی طیبی جمعی گردان تخریب لشکر ده حضرت سید الشهدا علیه السلام هستم . تاریخ ورودم به تخریب مربوط به 20/10/1361 میشود . بعد از اینکه اموزش انواع مین ها را توسط سردار حاج جعفر جهروتی  دیدیم ، حاج آقا عبداله نوریان (ره) فرمانده گردان وقت تخریب تشریف آوردند و اعلام کردند که هر کس می خواهد به گردان تخریب بیاید اعلام آمادگی کند .

حاج عبدالله گفت : شعار تخریب این است که اولین اشتباه اخرین اشتباه است. من هم با این وارد گردان تخریب شدم و نیروی حاج عبدالله شدم . الان بعد از گذشت نزدیک به چهل سال هر جا که از ما سؤال کنند که شما کی هستید ما می گوییم نیروی حاج عبدالله نوریان هستیم.

قبل از تخریب که ازسال 60 وارد جنگ شدم به عنوان بی سیم چی گردان حضرت علی ابن ابی طالب مربوط به استان قم وارد جنگ شدیم و بعد از گذشت 4 ماه که شد 20/10 وارد گردان تخریب و از آن به بعد در محضر حاج آقا عبدالله نوریان عزیز و دوست داشتنی بودیم و اکنون نیز خودم را از ایشان می دانم .

دست نوشته ای از خود حاج عبدالله به یادگار از آن زمان دارم که با دست خط مبارک خودشان نوشته اند . گاهی که دلم می گیرد این دکلمه را مرور می کنم . البته حاج عبدالله نوریان را نه تنها من بلکه خیلی های دیگر هم نمی توانند توصیف کنند . از بس که وصل به خدا بودند ، اهل دوری از مکروهات ، انجام مستحبات ، واجبات که سر جای خودش بود . حاج عبدالله ، نوری بود که خدا نصیب و روزی ما کرده بود البته  ما قدر حاج عبدالله را ندانستیم . واقعاً یک صدف و گوهر و در گران بها بود که خدا به بچه های تخریب روزی و نصیب کرده بود. روحش شاد و دعا گوی ما باشد.

حاج عبدالله آمدند در گردان تخریب تیپ 17 قم  که بعداً تبدیل شد به علی ابن ابیطالب  اعلام کردند هر کسی که می خواهد بیاید تخریب بلند شود و خود را معرفی کند . همان جا من هم از چهره ی ایشان و هم از اخلاقیات ایشان خوشم آمد . همان جا اموزش های تخصصی انواع مین ها را دیدم . ایشان می گفت وقت تنگ است و بجنبید  تا از قافله جا نمانید . آنجا کلی صداقت و بهشت به معنی تمام در بچه های گردان بود . من با تک تک آنها رفیق شدم فقط خوبی از آنها یاد گرفتم خودم بدم اما از آنجا خوبی آموختم بسیار سالم و با صفا و با نجابت بودند.

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=2512
  • نویسنده : حاج موسی طیبی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

21دی
ماجرای معرفی شهید حاج عبدلله نوریان به عنوان فرمانده گردان تخریب لشگر سیدالشهداء
زمانی که می‌خواستیم به مقر تیپ ده برویم، یک خمپاره ۶۰ به کاپوت ماشین اصابت کرد

ماجرای معرفی شهید حاج عبدلله نوریان به عنوان فرمانده گردان تخریب لشگر سیدالشهداء

12دی
تو ازدواج کن! شغلت پای من…
اسخ داد: "دارم مکه می‌روم. خلاصه، حلالمان کن."

تو ازدواج کن! شغلت پای من…

12دی
یکی از اوقات اجابت دعا، شب عملیات است
توصیه ی آیت الله حاج عبدالکریم حق شناس

یکی از اوقات اجابت دعا، شب عملیات است

ثبت دیدگاه