• امروز : یکشنبه, ۹ آذر , ۱۴۰۴
رویای عجیب شهید مصطفی ردانی پور

نمیدانم الان بروم به حوزه یا بعد از دیپلم

نمیدانم الان بروم به حوزه یا بعد از دیپلم

تصمیم گرفته بود که به مدرسه برنگردد . خیلی توی فکر بود . میگفت : دوست دارم بروم حوزه علمیه اما! امانمیدانم الان بروم حوزه یا اینکه درس هنرستانم را تمام کنم بعد برای حوزه اقدام کنم . فردا صبح رفا دنبال ثبت نام حوزه . پرسیدم : چی شد ؟ تصمیم گرفتی طلبه بشی […]

تصمیم گرفته بود که به مدرسه برنگردد . خیلی توی فکر بود . میگفت : دوست دارم بروم حوزه علمیه اما!

امانمیدانم الان بروم حوزه یا اینکه درس هنرستانم را تمام کنم بعد برای حوزه اقدام کنم . فردا صبح رفا دنبال ثبت نام حوزه . پرسیدم : چی شد ؟ تصمیم گرفتی طلبه بشی ؟

مکثی کرد و گفت : دیشب خواب عجیبی دیدم . از حاج آقا تعبیرش رو سوال کردم ، گفت : تعبیرش این است که شما عالم و یاور دین میشوی . اما تاخیر نکن ، باید سریع تر اقدام کنی . با تعجب گفتم مگه چه خوابی دیدی ؟

مکثی کرد و گفت : رفته بودم توی مسجد امام اصفهان . همین طور که قدم میزدم یکباره صحنه ی عجیبی دیدم .
آقا امام حسین علیه السلام در یکی از حجره های بالای مسجد زندانی شده بود . آقا من را صدا کردند و گفتند : بیا در را باز کن . من هم گفتم : چشم اجازه بدهید بروم و برگردم .

ایشان فرمودند : نه ! همین الان بیا .

من هم دویدم به سمت بالا و در را باز کردم . در همین لحظه از خواب پریدم .

صبح روز بعد خیلی زود از خانه خارج شد . مصطفی در حوزه ی علمیه ذوالفقار ، در بازار اصفهان ثبت نام کرد . او به عنوان یک طلبه ، تحصیل را با جدیت شروع کرد . درسش خوب بود . همیشه اهل مطالعه بود . استعداد عجیبی در دروس حوزوی داشت . برای همین مراحل علمی حوزه را خیلی سریع پشت سر گذاشت .

اتفاق ناگواری در همان سال اول تحصیل او رخ داد که همه ی ما از جمله مصطفای پانزده ساله را متاثر کرد . مشهدی باقر پدر زحمتکش ما ، دار فانی را وداع گفت .

او پس از تحمل چندین سال بیماری از دنیا رفت و در تخت فولاد آرام گرفت . مصطفی خیلی پدر را دوست داشت . لقمه ی حلال و تربیت صحیح پدر راه رشد معنوی همه ما را هموار کرد . طی دوس ال در مدرسه عملیه ذوالفقار دروس مقدمات را خواند . بعد هم به توصیه اساتیدش برای ادامه تحصیل راهی قم شد .

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=5426
  • نویسنده : حاج علی ردانی پور
  • منبع : کتاب زندگی نامه شهید مصطفی ردانی پور
  • بدون دیدگاه

بیشتر بخوانید

01مرداد
مگر نمی‌بینی همه رفته‌اند و ما مانده‌ایم؟
خدا اینجاست، امام حسین (ع) اینجاست

مگر نمی‌بینی همه رفته‌اند و ما مانده‌ایم؟

06خرداد
پای پیاده تا منزل یار (عج)
هرچه داشت نتیجه ی ارتباط با امام زمان عج بود

پای پیاده تا منزل یار (عج)

23دی
اگر برای خدا کار میکنید ، گفتن ندارد
روایتی از شهید حاج حسین خرازی فرمانده لشگر امام حسین علیه السلام

اگر برای خدا کار میکنید ، گفتن ندارد

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.