روایت قائممقام وزارت خارجه از ماجرای جدایی بحرین (۱۳۴۶–۱۳۴۹)
تمرین خوابیدن روی سیم خاردار در دوره آموزشی
یک بار سفارش سید مجتبی را به برادرش کردم
خدایا ممنونم ازت که چنین فرزندی به من اعطا فرمودی
غسل شهادت شهید مالک خسّافی
این سه شهید آخرین امید صدام را ناامید کردند
من آن روز شما را بردم عقب ،حالا من را ببر به عقب
خوابی که برای حاج عبدالله نوریان دیدم
همیشه فکر میکردم که فرمانده، حداقل پنج یا شش سال از من بزرگتر است. اما پس از شهادت شهید بردبار، فهمیدم که جوانتر بوده و فقط 4 ماه بزرگتر بوده است و به دلیل ابهت بالایی که داشت من متوجه تفاوت سنی اندکمان نشده بودم . این فرمانده، آدمی بسیار جدی، منظم، در عین حال […]
بسمالله الرحمن الرحیم بنده سید حسین دل زنده متولد سال 1341 در شهر رشت هستم . از سالهای جوانی درگیر این مسیر شدم. آن زمان، هنوز اینقدر «سوارِ» این راه نشده بودیم؛ اما با گذشت زمان و بالا رفتن سن، متوجه شدیم که این مسیر، نه یک انتخاب، بلکه تکلیفی الهی است. در میانه بیان […]