پیام امام خامنه ای به ملت ایران پس از شهادت اسماعیل هنیّه
هزار ضربه شمشیر آسان تر از مرگ در بستر
وداع با سیزده شهید شیمیایی گردان تخریب
رئیسجمهور به زیارت حرم حضرت معصومه(س) مشرف شد/ادای احترام به شهید ایزدی
درخواست شهید حاج موسی انصاری قبل از آخرین اعزام
چرا مردم آلمان و فرانسه ندانند که دولتهایشان چه کردند با ملّتی به نام ملّت ایران؟
چهل و پنج روزی که حاج پرویز معصومی در گردان تخریب بود
فرماندهی که با غم نیروهایش غمگین و با شادیشان شاد میشد
از دیگر شهدا، حمیدرضا ترابی را داریم. ایشان بچه تهران بودند و با چند نفر از بسیجیهایی که برای بازدید به منطقه آمده بودند، با گردان تخریب آشنا شدند. آنها آنقدر شیفته گردان شدند که ماندگار شدند. در عملیات والفجر مقدماتی، اکثر بچه های ما مجروح شدند، اما دوباره برگشتند و در عملیات والفجر ۸ […]
پس از اتمام دوره ی آموزشی ما در سال 1362، آمدند و به ما گفتند از قرار گاه نجف اشرف قرار است برای سخنرانی بیایند و گفتند چند تن از نیرو ها به انتخاب خوشان بروند. شهید علی ابدی که در آن زمان فرمانده مهندسی منطقه بود و سردار محسن بحرینی آمدند و درباره تخریب […]
از دیگر شهدا و چهرههای شاخص گردان ما، مالک خسّافی را باید نام برد. ایشان سرباز بودند و در عملیات بدر شرکت داشتند. در جریان عقبنشینی، ما چند نفر را فرستادیم تا دکلها و مقر ها را تخریب کنند. هدف این بودکه عراق نتواند آنها را تسخیر کند و پلهای ما را منهدم نماید تا […]
خاطره ای از شهید علیرضا خیاط فیض دارم که مربوط به یک یا دو روز قبل از شهادتش است. ایشان خطاب به من گفت: «ذبیح! یه کاری بکن. نمیخوای بری اهواز؟ چیزی کم نیست؟» گفتم: «بله، من اتفاقاً مشکل چاشنی دارم؛ چاشنیها رطوبت زدهاند و باید برم اهواز.» پیشنهاد داد: «بیا با هم بریم. من […]
یکی از خاطرات برجسته من، همکاری با همرزمانی مانند شهید علیرضا خیاط ویس است. ما بچه های گردان تخریب، بیشتر در نساجی مستقر بودیم. شبها، اگر در منطقه مأموریتی نداشتیم، به نساجی برمیگشتیم و چند نفری در یک اتاق میخوابیدیم. یکی از خاطرات تأثیرگذار من از شهید علیرضا خیاط ویس، مربوط به همین آقای خیاط […]
بین فرمانده لشکر کاشان و آقای خیاط ویس، اختلافی پیش آمد. این اختلاف در رابطه با عقبنشینی از فاو بود. در آن زمان، عراق توانسته بود چهار پل را تسخیر کند و منطقه را از دست ما بگیرد. فرمانده لشکر، نامهای به آقای خیاط ویس داد که مضمون آن این بود: «از این تاریخ به […]
بسمالله الرحمن الرحیم عرض ادب و سلام خدمت حضورتان، اینجانب محمدرضا دهقان، اهل شهر همدان، هستم. اولین بار در سال ۱۳۶۰، بهعنوان بسیجی، وارد جبهه شدم. ما از همدان، بهصورت یک گردان، به منطقه مریوان اعزام شدیم. در آن زمان، فرمانده منطقه، حاج احمد متوسلیان بود. در ابتدا قرار بود به خرمشهر برویم، اما ناگهان […]
تا آنجا که اطلاع دارم، اولین فرمانده گردان تخریب لشکر ۳۲ انصار، سردار شهید محمدرضا مازویی بودند که در ششم فروردین ۱۳۶۲ در مهران بهشهادت رسیدند. پس از ایشان، برای مدتی آقای مجتبی فراهانی (که امروزه در همدان ساکن هستند) فرماندهی تخریب را بر عهده گرفتند. سپس، حاج جواد غزل که امروزه جانباز قطع عضو […]
بسمالله الرحمن الرحیم عرض ادب و سلام خدمت حضورتان، بنده سید قاسم بلوری از همدان هستم. اولین باری که به جبهه اعزام شدم، اسفند ماه سال ۱۳۶۳ بود. چون سنم بسیار کوچک بود (۱۳ سالگی)، از طریق کمیته امداد وارد جبهه شدم و در عملیات بدر، در جزیره مجنون، بهعنوان نیروی خدماتی و کمکآشپز در […]