روایت مادر شهید محمد حسین حدادی از نحوه شهادت فرزندش
هر عیب که هست از مسلمانی ماست
بواسطه ی رفاقت با شهید توحید ملازمی به گردان تخریب لشگر ده رفتیم
عملیات والفجر مقدماتی به روایت حاج احمد حسین خانی
شنیدم مسجدی هست که در آنجا برای اعزام به سوریه ثبت نام میکنند
پدر تخریب ایران، شهید علیرضا عاصمی
عملیات والفجر سه به روایت حاج مجید زنگی
جنگ دوم ایران و روس و قرارداد ترکمانچای
یک پیرمردی نود ساله عصا به دست را در والفجر یک دیدم . نه این که اهل خوزستان یا بستان باشد و برای دفاع از ناموسش آمده باشد . اهل زهک زابل بود . دستانش میلرزید ، و یک عینک ته استکانی بر روی چشمانش بود . سلاح هم دستش نبود . به شهید میرحسینی […]