راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج عبادالله قنبری
بیست و یک روز محاصره ، بدون آب و غذا و مهمات
بکار گرفتن مین های عراقی ها ، علیه خودشان
عملیات خیبر به روایت حاج مهدی قدیمی (قسمت اول)
نوش جانتان اما گرسنگان اتیوپی این طوری غدا نمی خورند که شما می خورید
ماموریتی که شهید نوریان بعد از شهادتش به من داد
فریب مال دنیا را نخورید که فناپذیر است
روزی که پاسدار وظیفه شدم و به گردان تخریب برگشتم
با آقای چهاردولی در همان فاو آشنا شدم. آشنایی ما به این صورت بود که او بعدازظهرها جلساتی ترتیب میداد و چون در ماه شعبان بود، مناجات یا صلوات شعبانیه را میخواند. او صلوات شعبانیه را میآورد و با صدای خوشش برای ما میخواند. در آن دوران طلبهها معمولاً هرچه را در حوزه یاد میگرفتند، […]
در دهه اول اسفند سال 64 من و شهید محسن چهاردولی و چند نفر دیگر که بعدا به شهادت رسیدند از جمله شهید سعید منتظری ، شهید غلامرضا زند و شهید سید مهدی اعتصامی وارد گردان تخریب لشکر سید الشهدا شدیم. قبل از اینکه وارد شویم به یک موقعیتی رفتیم به نام کوثر که آن […]