معبر گردان تخریب در عملیات کربلای پنج به روایت حاج ناصر اسماعیل یزدی
وقتی می دیدیمش احساس می کردیم حاج عبداله زنده شده است
از اولین دیدار امام خمینی با مجاهدان حزبالله تا دبیرکلی سید حسن نصرالله
شهید حمیدرضا دادو حوله ی خودش را به من داد
فرمانده ای که از فرماندهی فراری بود
با دست خالی سیم خاردار ها را جمع میکرد و انگار درد را نمیفهمید
نمایشنامه کوتاه خاطره (برادر داوود ! یک یا حسین دیگه بگی رسیدیم)
خداوند خریدار جانها و تلاشها و مجاهدت هاست
بعد از اتمام دوره ی آموزشی ، اعزام شدیم به منطقه اهواز . رفتیم و در اهواز بودیم . آن موقع این طور بود که بچه ها بصورت تیم تیم می شدند ، دسته دسته می شدند . در مدارس اهواز به ما جا داده بودند . اهواز آن زمان چون تازه جنگ شده بود […]
شهید محسن رضایی پور از قدیمی های گردان تخریب بود که در منطقه ی دیسکه در سومار براثر اصابت مین گوشتکوبی به شهادت رسید . ایشان یک بچه ی محجوب،سر به زیر ، دوست داشتنی اهل عرفان و تقید به همه مسائل شرعی بود. هم والیبالیست خیلی خوبی بود و هم فوتبالیست خیلی خوبی بود […]
خاطرم هست که در یک برهه، تعداد قابل توجهی از این فرماندهان استعفا کردند و اعتراضشان را به تهران و به دفتر مقام معظم رهبری رساندند . آن ها گفتند تا زمانی که رسیدگی نشود به منطقه برنمی گردند .