مصاحبه شهید مطهری ، دو هفته قبل از شهادتش
این چیز ها ممکنه ما رو از مسیر منحرف کنه !
درباره ی گروه خالدین
از بگو مگو با شهید مهدی باکری تا آغاز رفاقتی بی بدیل
گرهی که با دستان شهید حاج قاسم اصغری باز شد
آدم وقتی عاشق محبوبش باشد دوست دارد بهترین داشته اش را به او بدهد
شبی که حاج قاسم روی سیم خار دار خوابید
باید میرفتید جنوب لبنان را میدیدید
ما در بیمارستان امام رضا در مشهد بودیم . ما سیزدهم و چهاردهم فروردین مجروح شدیم در سال 1368 که شیمیایی شدم . دو ماه در بیمارستان بودم تا تاول هایم خوب شد. یک روز صبح از خواب بیدار شدم و دیدم که بدنم دوباره تاول زده است اما به صورت ریزتر و جرئی بودند […]
برای عملیات بیت المقدس چهار به شهر بیاره رفتیم . قبل از اینکه به سنگر برویم در مقر کاری انجام می دادیم حاج احمد بود و چند تا از بچه های دیگر. گذرمان به شهر حلبچه افتاد. دیدیم که جنازه در کوچه و خیابان ریخته است. زن و مرد همه در کوچه مرده بودند. گشتیم […]