اجازه ی جهاد برای دفاع
از خدمت به رزمندگان تا بدرقه زائران کربلا
ای فرزند آدم آیا کسی جز من توانائی اینکار را دارد
انتقال فرماندهی از حاج عبدالله به آقا سید محمد و حاج مجید
حسین بادپا که با اصرار خودش را به قافله شهدا رساند
وقایع پس از رحلت رسول اکرم به روایت سلمان فارسی
اعزام مجدد به گردان تخریب
راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج اصغر معصومی
ما در بیمارستان امام رضا در مشهد بودیم . ما سیزدهم و چهاردهم فروردین مجروح شدیم در سال 1368 که شیمیایی شدم . دو ماه در بیمارستان بودم تا تاول هایم خوب شد. یک روز صبح از خواب بیدار شدم و دیدم که بدنم دوباره تاول زده است اما به صورت ریزتر و جرئی بودند […]
برای عملیات بیت المقدس چهار به شهر بیاره رفتیم . قبل از اینکه به سنگر برویم در مقر کاری انجام می دادیم حاج احمد بود و چند تا از بچه های دیگر. گذرمان به شهر حلبچه افتاد. دیدیم که جنازه در کوچه و خیابان ریخته است. زن و مرد همه در کوچه مرده بودند. گشتیم […]