حاج احمد خسرو بابایی
گفت: ابراهیم، من تشنهام. اگر امکان دارد، برایم کمی آب پیدا کن
حاج قاسم من را به گردان تخریب برد
وداع با سیزده شهید شیمیایی گردان تخریب
یک شب و روز گردان به روایت حاج علی ممقانی
عملیات والفجر هشت به روایت حاج مسعود میسوری (قسمت دوم)
من نوه ی پسری حاج شیخ فضل الله نوری هستم (قسمت اول)
خاطرات اسارت در اردوگاه موصل
اصبغ بن نباته حنظلى گويد: امير المؤمنين عليه السلام را ديدم روزى كه بصره را فتح كرد و بر استر رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله سوار بود. سپس فرمود: اى مردم! بشما خبر ندهم كه بهترين مخلوق در روزى كه خدا آنها را گرد آورد (روز قيامت) كيست؟ ابو ايوب انصارى برخاست و […]
ابان ابی عیّاش از سليم بن قیس هلالی نقل كند كه گفت : به على عليه السّلام گفتم : اى امير مؤمنان! از سلمان و مقداد و ابوذر چيزى از تفسير قرآن و روايت از پيامبر صلّى اللّٰه عليه و اله و سلّم شنيدم ، سپس آنچه را از آنان شنيده بودم از شما نيز […]