• امروز : شنبه, ۸ شهریور , ۱۴۰۴
به یک عده میگفتن بهشتی و به یک عده جهنمی

به ما میگفت شما زیاده روی کردید و به اونا میگفت شما یه قدم جلو تر از اسلامید

  • کد خبر : 3047
به ما میگفت شما زیاده روی کردید و به اونا میگفت شما یه قدم جلو تر از اسلامید

شهید حاج عبدالله نوریان (فرمانده گردان) و شهید سید محمد زینال حسینی (معاون گردان) مکمل همدیگه بودن . یک مقدار ممکن بود گاهی اختلاف داشته باشن با همدیگه ولی حاج عبدالله مدیر بود و مدبر بود که از لحاظ روحی و معنوی خیلی تاثیر گذار بود توی گردان . آقا سید محمد خیلی شجاع بود […]

شهید حاج عبدالله نوریان (فرمانده گردان) و شهید سید محمد زینال حسینی (معاون گردان) مکمل همدیگه بودن . یک مقدار ممکن بود گاهی اختلاف داشته باشن با همدیگه ولی حاج عبدالله مدیر بود و مدبر بود که از لحاظ روحی و معنوی خیلی تاثیر گذار بود توی گردان . آقا سید محمد خیلی شجاع بود و در واقع نیروی عملیاتی بود . این دو نفر ضعف های همو میپیشوندن و مکمل هم بودن .

توی یه مقطعی در پادگان ابوذر ، گردان دو دسته شد . یه دسته بهشتیا و یه دسته جهنمیا..

به نیروهایی که عملیاتی بودن مثل ماها که وقتای اضافه رو فوتبال بازی میکردیم و شیطون بودیم میگفتن جهنمی .

یه سریا بودن همش دنبال نماز بودن و فقط گریه میکردن و با خنده مخالف بودن و فقط قران میخوندن که بهشون میگفتن بهشتی ها . ما میگفتیم آقا باید ورزش کنی و توانت بالا باشه و تمرین کنی ، باید قدرت داشتته باشی …

مثلا به حاج عبدااله میگفتیم نیرو ها رو پیاده ببر ورزش ، بابا قرآن هم سرجاش بله میخونیم ولی شما باید توانشو داشتته باشی و از لحاظ بدنی بالاخره بتونی این مراحل رو طی کنی .ما این سخت گیریارو میکردیم حتی برنامه های خشم شب ، اجرا میکردیم چون نیاز بود. اما خب ما یه مقدار تو چشم دوستان بد دیده میشدیم .

من به حاج عبداالله گفتم  قضیه اینجوریه .خب بنده ی خدا همش ماموریت بود ، میومد میدید گردان یجور دیگه شده و هرکی برای خودشه .

اصلا تو گردانه ما این چیزا و این حرفا نبود اما خب داشتن این حرفارو درست میکردن . از وقتی این بهشتیو جهنمی درست شد ، جو گردان بهم ریخت.

حاج عبدالله ناراحت بود از هر دو طرف .. مثلا به ما میگفت شما زیاده روی کردید و به اونا میگفت شما یه قدم جلو تر از اسلامید . به دو طرف میگفت اشتباهه کارتون . مثلا مینشست با همه صحبت میکرد و آروم میکرد بچه هارو ،گاهی کار به دعوا هم میرسید.

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=3047
  • نویسنده : حاج داوود پاداشی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

03شهریور
پسته ای که روی زمین افتاده بود
مسئول تدارکات گردان ، شهید حسین کاشانی

پسته ای که روی زمین افتاده بود

24دی
حاج قاسم در عین ادب از جذبه و جدیت فرماندهی‌اش کوتاه نمی آمد
حاج قاسم احترام پیرمرد را نادیده نگرفت

حاج قاسم در عین ادب از جذبه و جدیت فرماندهی‌اش کوتاه نمی آمد

21دی
شهید سیامک معمار زاده، شهیدی که دوبار تشییع شد
معماریان دانشجوی انگلستان بود و فردی تحصیل‌کرده و بافضیلت

شهید سیامک معمار زاده، شهیدی که دوبار تشییع شد

ثبت دیدگاه