میخواهم اشاره کنم به شهید مرتضی محبوب مجاز که در گردان کمتر از ایشان یاد می شود . ایشان در پایین آوردن من از قله 1150 خیلی زحمت کشیدند . تا شبی که عملیات والفجر 8 که من یک جایی رسیدم بالای سر ایشان که ترکش بدجو رخورده بود به سرشان . ایشان گفتند یادت است که که من شما را بردم عقب ،حالا من را ببر به عقب . من هم مرتضی را به عقب بردم و انتقالشان را به تهران انجام دادم . ایشان هم با حالی شکسته و بدنی داغون بعد از این داستان جنگ ادامه تحصیل دادند و دکتر روان شناس شدند و در سه ،چهار سال پیش در اثر جراحات شیمیایی و ترکش های زیادی که در سرشان بود به درجه رفیع شهادت نائل شد. روح ایشان هم شاد باشد.
میخواهم اشاره کنم به شهید مرتضی محبوب مجاز
من آن روز شما را بردم عقب ،حالا من را ببر به عقب
میخواهم اشاره کنم به شهید مرتضی محبوب مجاز که در گردان کمتر از ایشان یاد می شود . ایشان در پایین آوردن من از قله 1150 خیلی زحمت کشیدند . تا شبی که عملیات والفجر 8 که من یک جایی رسیدم بالای سر ایشان که ترکش بدجو رخورده بود به سرشان . ایشان گفتند یادت […]
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=3154
- نویسنده : حاج موسی طیبی
- منبع : خالدین
- بدون دیدگاه
























































