عملیات کربلای ۵ که از مهمترین و بزرگترین عملیاتهای رزمندگان در دوران جنگ تحمیلی به شمار میرود، ۲۸ سال پیش، در تاریخ ۱۹ دیماه ۱۳۶۵ با رمز «یا زهرا(س)» در منطقه شلمچه و شرق بصره آغاز شد.
پس از شرایط سخت و دشواری که پس از عملیات کربلای ۴ ایجاد شد، نیاز به انجام یک عملیات دیگر کاملاً احساس میشد؛ عملیاتی که پیروزی آن تضمین شده باشد و ارزش بالایی از نظر نظامی و سیاسی داشته باشد تا بتواند آثار نامطلوب ناشی از عدم موفقیت کربلای ۴ را جبران کند.
در حالی که ارتش بعثی عراق در شادی پیروزی ناشی از شکست کربلای ۴ به سر میبرد، نیروهای ایرانی عملیات کربلای ۵ را آغاز کردند. فرماندهان و رزمندگان ایران در میان امید و تردید، در ۱۹ دیماه به خط شلمچه زدند و عراقیها که هنوز در جشن پیروزی کربلای ۴ بودند، کاملاً غافلگیر شدند؛ یکی از دلایل مهم این غافلگیری، روحیه چاپلوسپروری و فضای دروغپردازی در ساختار فرماندهی صدام بود.
نقشه عملیات کربلای ۴ نشان میداد که طرح عملیات مناسب است، اما دشمن نیز به طور کامل از وضعیت آگاه شده بود. حمدانی، از فرماندهان گارد ریاستجمهوری عراق، میگوید: «حمله ایران در کربلای ۴ کاملاً شکست خورد و رقابتی بین فرماندهان سپاه سوم و هفتم عراق که همواره موفق بودند شکل گرفت. فرمانده سپاه سوم، طالی الدوری، برای اینکه نشان دهد ایران را شکست داده است، آمار غیرمنطقی و بسیار بالایی از تلفات نیروهای ایرانی ارائه کرد. ماهر عبدالرشید، فرمانده سپاه هفتم نیز که میدانست باید مطابق میل صدام رفتار کند، آمار ساختگی و غیرواقعی ارائه داد؛ آمارهایی که تقریباً خندهدار بود. اما صدام از این آمارهای دروغین راضی بود، چرا که پس از شکست در فاو، این دروغها برای او آرامش ایجاد میکرد. فرماندهان میگفتند با این حجم تلفات وارد شده به ایران، همه میتوانیم نفسی راحت بکشیم. فرماندهانی که مدتها در جبهه بودند به مرخصی رفتند و وضعیت آمادهباش لغو شد. مردم نیز در جامعه این آمارها را باور کردند و میگفتند ایرانیها برای شروع عملیات جدید دستکم شش ماه زمان میخواهند، در حالی که کمتر از دو هفته بعد ایران عملیات کربلای ۵ را آغاز کرد و نادرستی این دروغها آشکار شد. مشخص شد که فرماندهان عراقی، آمار تلفات ایران را ده برابر واقعی اعلام کرده بودند.»
روایت عملیات کربلای ۵ از زبان سردار حاج قاسم سلیمانی
ارزشمندترین منطقه شلمچه بود؛ جایی که دشمن مستحکمترین موانع و مواضع دفاعی را ایجاد کرده بود. عبور از این موانع تقریباً غیرممکن به نظر میرسید و با توجه به اصول شناختهشده نظامی و محاسبات کمی، احتمال موفقیت بسیار پایین بود. بنابراین فرماندهان نمیتوانستند هیچ تضمینی برای پیروزی بدهند. با این حال، ضرورتِ ادامه جنگ پس از کربلای ۴ و نیاز فوری به تصمیمگیری باعث شد که تنها با تکیه بر انجام تکلیف و امید به نصرت الهی، تمامی نیروهای رزمنده و فرمانده آماده عملیات بزرگ کربلای ۵ شوند.
در انتخاب منطقه عملیات کربلای ۵ چند موضوع وضعیت را پیچیدهتر میکرد:
-
تنها یک عملیات ساده کافی نبود.
-
عملیات باید حتماً با پیروزی همراه میبود.
-
سرعت عمل نیز نقش اساسی و تعیینکننده داشت.
دشمن با درک اهمیت منطقه، تمام زمینهای شرق بصره را با انواع موانع، استحکامات و آبگرفتگیها تجهیز کرده بود تا هرگونه عملیات را غیرممکن کند و منطقهای امن برای خود ایجاد کند. این مانورها به دشمن امکان میداد تا هر نیروی مهاجم را قبل از رسیدن به خط دفاعی اول، سرکوب نماید.
بسیاری از رزمندگانی که برای عملیات کربلای ۴ آماده شده بودند، پس از توقف آن عملیات، فرصت حضور در میدان را پیدا نکردند.
نخستین خط دفاعی دشمن دژی بود که در یک سمت آن، سنگرهای بتونی برای استراحت نیروها و در سمت دیگر، سنگرهای دیدهبانی، تیربار و سنگرهای تانک با مهمات آماده قرار داشت. این دژ، اشرافی کامل بر منطقه ایجاد میکرد. پشت خط اول، چند موضع هلالیشکل با قطر ۳۰۰ تا ۴۰۰ متر و ارتفاع ۵ تا ۶ متر ساخته شده بود و پشت آنها نیز جادهای برای تردد تانک قرار داشت تا بتوانند منطقه درگیری را زیر آتش مستقیم بگیرند.
دومین خط دفاعی دشمن، در فاصله صد متری خط اول، سیلبندی به عرض ۲۰۵ متر و ارتفاع ۴ متر بود که دارای مواضع پیادهنظام، کانالهای ارتباطی و آتشبارهای تانک بود. این سیلبند از جنوب جاده آغاز میشد و تا اروند ادامه داشت.
سومین خط دشمن نیز خاکریزی موازی خط دوم بود که در جلوی آن کانالی متروکه با عرض ۴ متر و عمق ۲ متر وجود داشت.
چهارمین رده دفاعی نیز پشت نهر دوعیجی قرار داشت و شامل نهر، دژ و چندین موضع هلالیشکل بود که توان دفاعی دشمن را افزایش میداد.
پنجمین رده پشت نهر جاسم قرار داشت. بین این خطوط، قرارگاههای تاکتیکی و فرماندهی دشمن، بهویژه قرارگاه سپاه سوم (قرارگاه لشکر ۱۱)، مستقر و دارای پدافند مستقل بودند. بعد از نهر جاسم تا کانال زوجی، مراکز توپخانه، لجستیک و عقبه لشکر ۱۱ قرار داشت. خطوط ششم و هفتم دشمن شامل کانال زوجی و مثلثیهای غرب این کانال بود. در منطقه شلمچه، دشمن زمین را به شکل یک پنجضلعی مهندسیشده و فوقالعاده مستحکم درآورده بود.
غافلگیری در شرق بصره
با آغاز عملیات، عراقیها سراسیمه حجم زیادی نیرو به شلمچه آوردند تا ایرانیها را عقب برانند. قرار بود عملیات ساعت ۲ نیمهشب آغاز شود، اما به دلیل احتمال لو رفتن عملیات، زمان شروع جلو کشیده شد و عملیات ساعت ۱:۳۵ بامداد آغاز گردید.
با گذشت دو ساعت، پیشروی نیروهای ایرانی بسیار امیدبخش بود و نشان میداد عراقیها غافلگیر شدهاند. رزمندگان از کانال پرورش ماهی عبور کردند و نیروهای دیگر نیز در نوک بوارین و خط معروف پنجضلعی، موانع دشمن را شکستند. پاسگاه بوبیان عراق نیز سقوط کرد.
ارتش عراق در روز دوم عملیات بیش از ۲۰ بار پاتک زد اما همه آنها ناکام ماند و نیروهای عراقی ناچار به عقبنشینی شدند. توپخانه و آتش مستقیم تانکها تنها پل ارتباطی را به شدت زیر آتش گرفته بودند و ارتباط بهطور کامل قطع شده بود. حتی پیوند برخی یگانها نیز به دلیل آتش سنگین دشمن مختل شد.
به دلیل شدت آتش دشمن، انتقال مهمات، غذا و مجروحان تقریباً غیرممکن شده بود و همه چیز با تلاش نفرات حمل میشد. فشار دشمن در عصر روز دوم، استفاده از هوانیروز و نیروی هوایی را ضروری کرد.
نبرد شبانهروزی ادامه یافت و پیشروی رزمندگان هرچند محدود، اما مستمر بود. در شب دهم عملیات، نیروها تلاش کردند در غرب نهر جاسم سرپل ایجاد کنند و در شب یازدهم موفق به تثبیت سرپل شدند. پس از عقبنشینی عراقیها، عملیات در غرب نهر جاسم گسترش یافت.
نبرد در نهر جاسم
دشمن که برای حفظ نیروهایش عقبنشینی کرده بود، در چهارراه شلمچه به شدت مقاومت کرد. عملیات در غرب نهر جاسم تا شب نوزدهم (۷ بهمن ۱۳۶۵) ادامه داشت.
با افزایش فشار ایران، عراق به تمامی سپاههای خود اعلام کرد که یگانهای کیفی و عملیاتی خود را فوراً به شلمچه اعزام کنند. در مدت کوتاهی، بیش از ۱۰۰ یگان عراق وارد منطقه شدند.
در این بازه زمانی، تنها ۲۵ یگان سپاه در برابر دشمن صفآرایی کردند و با سازماندهی مجدد و جذب نیروهای تازهنفس، چندینبار عملیات را ادامه دادند.
روزهای خونین
جبهه ایران و عراق وارد خونینترین روزهای خود شده بود. تمام توان دو طرف در محدوده کمعرض شلمچه درگیر شده بود. عراق حدود دو سوم ارتش خود، یعنی ۱۸۰ تیپ را وارد نبرد کرده بود. بدون تردید، کربلای ۵ شدیدترین و گستردهترین عملیات دفاع مقدس بود.
به دلیل حجم زیاد شلیک گلولهها، گاز ناشی از انفجار مهمات در منطقه به حدی زیاد شده بود که تنفس برای رزمندگان دشوار میشد. در این عملیات حدود ۳۰ هزار نفر شهید یا مجروح شدند. سپاه خسارتهای سنگینی متحمل شد و فرماندهانی همچون حاج حسین خرازی، حاج اسماعیل دقایقی، حجتالاسلام میثمی و شمار زیادی از نخبگان و فرماندهان به شهادت رسیدند.
حمدانی، از فرماندهان عراقی، میگوید: «بیش از ۵۰۰۰ توپ و تانک در این منطقه به طور همزمان آتش میریختند. شما نمیتوانستید ۱۰ متر جا پیدا کنید که بمباران نشده باشد. آنچه من دیدم، فقط در فیلمها دیده میشود.»
پزشکان ایرانی در نزدیکترین فاصله به خطوط مقدم، پیچیدهترین جراحیها را انجام میدادند.
در پایان عملیات کربلای ۵، ایران دست بالا را پیدا کرد و توانست خط دفاعی شلمچه را در هم بشکند. آمریکا برای جلوگیری از شکست عراق و سقوط بصره، ناو هواپیمابر «جان اف کندی» را به خلیج فارس فرستاد. روزنامههای دیولت، اشپیگل و زوددویچهسایتونگ نوشتند که آمریکا با شش گردان و ۶۰۰ هواپیمای جنگی آماده است در صورت سقوط بصره وارد جنگ با ایران شود.
شکستن استحکامات شلمچه، تهدید بصره و پیامدهای سیاسی و نظامی کربلای ۵، این عملیات را به یکی از مهمترین عملیاتهای جنگ تبدیل کرد.
ارتش در کجا قرار داشت؟
همزمان با عملیات کربلای ۴ قرار بود ارتش در جبهه نفتشهر عملیاتی با نام «کربلای ۵» انجام دهد تا عراق در دو جبهه درگیر شود. اما با توقف کربلای ۴، عملیات ارتش نیز لغو شد. با قطعیشدن عملیات کربلای ۵ در شلمچه، به نیروهای ارتش در نفتشهر و سومار دستور داده شد که ۴۸ ساعت بعد از آغاز کربلای ۵، عملیات «کربلای ۶» را اجرا کنند. اما نگرانی فرماندهان از آمادگی دشمن در منطقه باعث تأخیر شد. در نهایت، همزمان با تحرک نیروها، دشمن منطقه را با آتش شدید هدف گرفت و چندین رزمنده پیش از رسیدن به خط مقدم شهید شدند. به همین دلیل عملیات متوقف شد.
آغاز جنگ دریایی
همزمان با عملیات کربلای ۵، عراق حملات گستردهای علیه شهرها، نفتکشها و تأسیسات نفتی ایران آغاز کرد که تا سال ۱۳۶۶ ادامه یافت. ایران که تا آن زمان با احتیاط در دریا عمل میکرد، اینبار به تمام حملات دریایی عراق پاسخ داد. با ورود قدرتهای بزرگ به خلیج فارس، جنگ وارد مرحله تازهای شد.
در این زمان توان زمینی ایران کاهش یافته بود و تیم اقتصادی دولت نیز اعلام کرده بود که ادامه تأمین هزینههای جنگ ممکن نیست. مسعود روغنی زنجانی، رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه، گفته بود: «در سال ۶۵ نامهای دستی به نخستوزیر دادم و توضیح دادم که ادامه جنگ ممکن نیست. گفتم دو راه پیش رو داریم: یا جنگ را پایان دهیم و نظام را حفظ کنیم، یا جنگ را ادامه دهیم که نتیجه آن فروپاشی نظام و کنارهگیری قهرمانانه خواهد بود.» در این شرایط، جنگ دریایی بهترین گزینه برای ادامه درگیری بود. نیروهای دریایی سپاه نیز در خلیج فارس موقعیتهای مناسبی برای ضربه زدن به دشمن ایجاد کرده بودند.
اهداف عملیات
شلمچه به دلیل موقعیت استراتژیک و مسیر وصولی به بصره، همواره در فهرست اهداف نیروهای ایرانی قرار داشت. تسلط بر این منطقه میتوانست برتری ایران در جنگ را تثبیت کند.
منطقه عملیات
منطقه شلمچه در جنوب شرقی شهر بصره قرار دارد و نزدیکترین محور وصولی به این شهر به شمار میرود. این منطقه از سمت شمال به آبگرفتگی جنوب زید، از شرق به دژ مرزی ایران و عراق، از جنوب به رودخانه اروند و اروند صغیر، و از غرب به کانال زوجی و شهرهای تنومه و الحارثه محدود میشود.
این منطقه پر از نهرها، کانالها، خاکریزها و جادهها است و در بخش شمالی اروند قرار دارد. همچنین آبگرفتگیهای متعددی توسط عراق برای جلوگیری از نفوذ نیروهای ایرانی ایجاد شده بود.
استعداد دشمن
این منطقه در محدوده پدافندی سپاه سوم عراق قرار داشت و سه لشکر ۱۱ پیاده، ۵ مکانیزه و ۳ زرهی در آن مستقر بودند. با آغاز عملیات، لشکرهای دیگری نیز به تدریج به منطقه اعزام شدند.
قوای خودی
بر اساس ۲۰۰ گردان موجود، آرایش نیروها به شکل زیر طراحی شد:
-
قرارگاه خاتمالانبیاء (مرکزی)
-
قرارگاه کربلا با یگانهای: لشکر ۲۵ کربلا، لشکر ۴۱ ثارالله، لشکر ۳۱ عاشورا، تیپ ۳۳ المهدی، تیپ ۱۸ الغدیر، تیپ ۴۸ فتح
-
قرارگاه نجف با یگانهای: لشکر ۱۷ علیبنابیطالب، لشکر ۵ نصر، لشکر ۱۰۵ قدس، لشکر ۱۵۵ ویژه شهدا، لشکر ۲۱ امام رضا، تیپ ۵۷ ابوالفضل، تیپ ۱۲ قائم
-
قرارگاه قدس با یگانهای: لشکر ۲۷ محمدرسولالله، لشکر ۷ ولیعصر، لشکر ۸ نجف اشرف، لشکر ۱۴ امام حسین، لشکر ۳۲ انصارالحسین، تیپ ۴۴ قمربنیهاشم
همچنین گردان ۳۸ زرهی ذوالفقار، تیپ ۲۰ زرهی رمضان و تیپ توپخانه ۱۵ خرداد تحت امر قرارگاه خاتم بودند. در مجموع ۲۴ گردان توپخانه فعال بود.
در ادامه عملیات نیز قرارگاه نوح و تیپهای مستقل ۱۱۰ خاتم و ۲۲ بدر به نیروهای عملکننده اضافه شدند.
نتایج عملیات
-
عبور از موانع نفوذناپذیر شرق بصره و حضور در حومه بصره اهمیت ویژهای داشت.
-
موقعیت سیاسی و نظامی عراق تضعیف شد و این کشور بار دیگر حملات به شهرها و مراکز اقتصادی ایران را آغاز کرد.
-
وضعیت جبههها به نفع ایران تثبیت شد و سپاه تجربه ارزشمندی کسب کرد.
-
تلاشهای جهانی برای پایان جنگ افزایش یافت و در نهایت به تصویب قطعنامه ۵۹۸ منجر شد که برای نخستین بار برخی نظرات ایران در آن لحاظ شده بود.
-
حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس آغاز شد و هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو آمریکایی سرنگون شد.
-
تعدادی از حجاج ایرانی در مکه توسط حکومت سعودی به شهادت رسیدند.
مناطق آزاد شده
-
۱۲ کیلومتر پیشروی به سمت بصره و آزادسازی ۱۵۰ کیلومتر مربع.
-
آزادسازی پاسگاههای بوبیان، شلمچه، کوت سواری و خین.
-
آزادسازی ۱۴ کیلومتر از جاده آسفالت شلمچه–بصره.
-
آزادسازی جزایر بوارین، فیاض و امالطویل.
-
آزادسازی ۱۱ قرارگاه تیپ عراق.
-
آزادسازی روستاهای خرنوبیه، سعیدیه، حنین، سلیمانیه، هسجان، جاسم.
-
عبور از کانال ماهیگیری، نهر دوعیجی و جاسم.
-
استقرار در ۱۰ کیلومتری بصره.
-
تصرف دریاچه بوبیان و بخشی از کانال ماهی.
تلفات و خسارات واردشده به دشمن
-
انهدام بیش از ۸۰ هواپیما.
-
انهدام ۷۰۰ تانک و نفربر.
-
انهدام ۲۵۰ توپ صحرایی و ضدهوایی.
-
صدها قبضه سلاح نیمهسنگین.
-
۱۵۰۰ خودروی نظامی.
-
۴۰۰ دستگاه تجهیزات مهندسی و رزمی.
-
مقدار زیادی سلاح سبک و مهمات.
-
انهدام ۸۱ تیپ و گردان مستقل عراق و وارد آمدن آسیب کلی به ۲۴ تیپ دیگر.
-
حدود ۴۰ هزار کشته و زخمی و ۲۷۰ اسیر.
بازتاب بینالمللی
رسانههای جهان، شکستن خطوط دفاعی عراق و پیشروی در شرق بصره را نشانه ضعف توان دفاعی عراق دانستند. روزنامه آبزرور به نقل از کارشناسان غربی نوشت که برای نخستین بار از ابتدای جنگ، توان دفاعی عراق مورد تردید قرار گرفته است.
بیبیسی با اشاره به عبور ایران از آبراههای متعدد، موفقیت در گذر از دریاچه ماهی را نشانه قدرت ایران در عبور از موانع آبی دانست.
نیوزویک نیز نوشت که عملیات کربلای ۵ احتمال پیروزی واقعی یکی از طرفین جنگ را مطرح کرده است.
























































