20:10:55
    امروز : یکشنبه, ۱۷ فروردی
خیلی هنر بود که بتوانی آن پل را وسط دره بزنی

عملیات بیت المقدس دو به روایت حاج احمد حسین خانی

  • کد خبر : 2967
عملیات بیت المقدس دو به روایت حاج احمد حسین خانی

ما هنگام عملیات بیت المقدس 2 در سنندج بودیم . حاج مجید مطیعیان (فرمانده گردان) با بچه ها رفتند ارومیه و از بچه های قدیمی هم کسی نبود . حاج مجید با من تماس گرفت و به من گفت بچه ها را جمع کن بیا . ما هم دو تا اتوبوس گرفتیم و بچه ها […]

ما هنگام عملیات بیت المقدس 2 در سنندج بودیم . حاج مجید مطیعیان (فرمانده گردان) با بچه ها رفتند ارومیه و از بچه های قدیمی هم کسی نبود . حاج مجید با من تماس گرفت و به من گفت بچه ها را جمع کن بیا . ما هم دو تا اتوبوس گرفتیم و بچه ها سوار شدند و با اتوبوس ها رفتیم .  دو تا از تریلی های 12 چرخ بزرگ دو کانتینر زدیم یک کانتینر پر از مین بود و یک کانتینر لباس و پوتین و تدارکات رزمنده بود. باید از سنندج می رفتیم به ارومیه موقع نماز بود و من چون هول شده بودم به جای اینکه شیر آب ر ا باز کنم شیر نفت را باز کرده بودم و با نفت وضوگرفتم. می گفتم خدایا چرا  صورتم می سوزد!

راننده گفت تو با نفت وضو گرفتی. رسیدیم ارومیه و مدتی در گاوداری بودیم . شب ما را مامور کردند و ما به ماووت عراق رفتیم. یادم است بچه های لشگر یک پل چوبی خیلی بزرگی زده بودند که تکان می خورد . خیلی هنر بود که بتوانی آن پل را وسط دره بزنی . ما از آن پل رد شدیم و به غار رفتیم و سه شب در غار بودیم  تا نیرو بیاید و عملیات انجام شود.

حاج آقای مطیعیان با یک رزمنده بود به نام حسن روشن . حاج مجید ، من و ایشان را مامور کرد به گردان کمیل . حسن روشن از من خیلی واردتر بود چون من اندازه این ها تجربه نداشتم و من کمک این ها بودم . قرار بود ایشان معبر بزند و من طناب معبر بکشم . من کمک ایشان بودم و متاسفانه همان مدتی که در گردان بودم من را به آموزش نفرستاده بودند.

حاج مجید به ما گفته بود شما اگر رفتید جلو و دیدید میدان مین نیست نباید با نیروهای پیاده بمانید و باید برگردید بیایید . یادم است آقای روشن گفت خبری نیست مافقط یک خورده مین بردیم که مین های موشی و کوچک بود به اندازه ی قوطی واکس بود ما فقط رفتیم گونی گونی مین بردیم .

رفتیم و شبانه تعداد زیادی مین ریختیم زیر پای عراقی ها ، پرت می کردیم رو زمین و روی برف ها. که اگر آمدند برود زیر پایشان .

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=2967
  • نویسنده : حجه الاسلام حاج احمد حسین خانی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

24دی
حاج قاسم در عین ادب از جذبه و جدیت فرماندهی‌اش کوتاه نمی آمد
حاج قاسم احترام پیرمرد را نادیده نگرفت

حاج قاسم در عین ادب از جذبه و جدیت فرماندهی‌اش کوتاه نمی آمد

21دی
شهید سیامک معمار زاده، شهیدی که دوبار تشییع شد
معماریان دانشجوی انگلستان بود و فردی تحصیل‌کرده و بافضیلت

شهید سیامک معمار زاده، شهیدی که دوبار تشییع شد

12دی
تو ازدواج کن! شغلت پای من…
اسخ داد: "دارم مکه می‌روم. خلاصه، حلالمان کن."

تو ازدواج کن! شغلت پای من…