از کتاب شما به عنوان پناهگاه استفاده خواهم کرد
یک نسلکشی قومی که از تاریخ معاصر پاک شده است
دیشب خواب دیدم آقا امام زمان به این مدرسه آمد
بچه گربه های آقا مصطفی صدرزاده
شهید محسن چهاردولی و شرح مناجات شعبانیه
اگر حقّ با قلب پیوند خورده باشد، شهادت از عسل شیرین تر است
از بگو مگو با شهید مهدی باکری تا آغاز رفاقتی بی بدیل
راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج سعید خاکسار
یادم هست محمودرضا در کلاس دوم دبیرستان؛ یک روز دفترچهای را که برای ثبت خاطرات شهدا بود و از بنیاد شهید گرفته بود، به خانه آورد. دو شهید را انتخاب کرده بود برای کار جمع آوری خاطرات؛ یکی شهید «عبدالمجید شریف زاده» که دانش آموز و هم محلهای بود و دیگری شهید «احد مقیمی» بیسیمچی […]
در نامهای که شهید بیضایی در شب شهادت امیرالمؤمنین (ع) در ماه مبارک رمضان در در فضای ملکوتی بینالحرمین دو مظلومه، دو شهیده، خانم زینب کبری (س) و خانم رقیه (س) در سوریه خطاب به همسر گرامیاش نگاشته، آمده است: «باید به خودمان بقبولانیم که در این زمان به دنیا آمدهایم و شیعه هم به […]
محمودرضا شکسته بود خودش را و به راحتی می شکست خودش را . در این خصوصیت اخلاقی در اوج بود! بدون اغراق می گویم که به جز مقابل دشمن و آدم های زورگو ، مقابل همه ی بندگان خدا این جور بود؛ افتاده و متواضع و بی ادعا. آن قدر تمرین کرده بود که خودشکنی […]