جلسات سخنرانی حاج آقا تاج آبادی در گردان تخریب
تاریخ نقش آفرینی روحانیت در تحولات ملی
مادری که با دستان خودش، پسر شهیدش را در خاک گذاشت
عملیات فتح یک به روایت حاج محمد صلاحی کجور
شهید محمود بهرامی اینگونه شب ها را به صبح میرساند
اى عمّار ! هر گاه على را ديدى كه راهى را مىپيمايد و مردم به راه ديگرى مىروند راه على را برو…
برادر قاسمی ! در آن دنیا پوستمان را میکنند ، اینجا باید رضایت گرفت
شاید هم خودِ خدا باشم
صبح تاسوعا در عملیات آزادسازی قراسی، در یک زمین کشاورزی عملیات داشتیم. به قول ما، در حالت خط دشتبان پیشروی میکردیم که جنگ چریکی و سختی بود. در هر معرکهای، سید ابراهیم زیر لب ذکر میگفت. در روز تاسوعا، ایشان گفتند: بچهها بیایید زیارت عاشورا بخوانیم . این درخواست، ما را متعجب کرد زیرا سابقه […]
اوایل امسال با تعدادی از رفقا من جمله شهید سیدابراهیم (مصطفی صدرزاده) رفته بودیم برا شناسایی قبل از عملیات (تو منطقه ی درعا) حین برگشت، با توجه به فصل بهار و کشتزارهای گسترده ی تو منطقه، حاشیه ی راه بوته های بلندی که انتهای ساقه هاشون، خارهای توپی شکل (اندازه ی یه گردوی بزرگ) رشد […]
امروز تو زینبیه همش خاطراتی که با سید ابراهیم بودم جلو چشمم زنده شد… کبابی که آخرین بار خوردیم و گفت: یادش بخیر با سردار شهید حاج حسین بادپا اومدیم اینجا و بهش گفتم حاجی نمی خوای سور شهادتت رو بدی؟ باهم کباب گوشت شتر خوردیم…و منم برد داخل کبابی و یه نهار به یاد […]