• امروز : جمعه, ۱۵ فروردین , ۱۴۰۴
نحوه آشنایی و ورود به گردان تخریب

روحانی و رزمنده دفاع مقدس حجه الاسلام حاج مسعود تاج آبادی

  • کد خبر : 2308
روحانی و رزمنده دفاع مقدس حجه الاسلام حاج مسعود تاج آبادی

نحوه ورود من به گردان تخریب لشکر سید الشهدا به این شکل بود که ما در دوران جنگ به عنوان روحانی و مُبَلِغ اعزام می شدیم و قبل از اینکه به گردان تخریب بیایم از طریق دفتر تبلیغات قم جاهای مختلفی اعزام شدیم. یک بار خارج از آن کانال رفتیم تا اینکه در قبل از […]

نحوه ورود من به گردان تخریب لشکر سید الشهدا به این شکل بود که ما در دوران جنگ به عنوان روحانی و مُبَلِغ اعزام می شدیم و قبل از اینکه به گردان تخریب بیایم از طریق دفتر تبلیغات قم جاهای مختلفی اعزام شدیم. یک بار خارج از آن کانال رفتیم تا اینکه در قبل از عملیات خیبر قبل از والفجر 5 گردان تخریب پاد گان ابوذر بود. ما هم مامور بودیم یعنی روحانی گردان کرمانشاه بودیم ولی مسجد گردان ابوذر یک شب روحانی نداشت که از ما خواستند سخنرانی کنیم. ما هم سخنرانی کردیم و بعضی از بچه های تخریب ان موقع در پادگان ابوذر بودند. به نظرم شهید حسنی و این هاذ بودند. حاج ناصر اربابیان بود. از ما خواستند و ما هم شب در مقرشان رفتیم. البته من آن زمان نمی دانستم که اینها از بچه های تخریب لشکر هستند. بعد که به گردان آمدم حاج ناصر خدا رحمتش کند به من گفت یادت است آن شب به گردان ابوذر امدی .  ما بودیم و شهید فلانی و شهید فلانی بودند.  این گذشت تا قبل از عملیات والفجر 8 یعنی تقریباً پاییز سال 1364 که من باز از دفتر قم به پادگان دو کوهه لشکر 10 اعزام شدم  که لشکر 10 هم ما را به گردان تخریب فرستاندند. تقریباً دو الی سه ماه قبل از عملیات والفجر 87 بود. ام الرساس و فاو بود. گردان تخریب هم آن موقع در ام النوشه مقر داشت و آموزش های آبی خاکی داشتند.

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=2308
  • نویسنده : حجه الاسلام حاج مسعود تاج آبادی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

24دی
حاج قاسم در عین ادب از جذبه و جدیت فرماندهی‌اش کوتاه نمی آمد
حاج قاسم احترام پیرمرد را نادیده نگرفت

حاج قاسم در عین ادب از جذبه و جدیت فرماندهی‌اش کوتاه نمی آمد

21دی
شهید سیامک معمار زاده، شهیدی که دوبار تشییع شد
معماریان دانشجوی انگلستان بود و فردی تحصیل‌کرده و بافضیلت

شهید سیامک معمار زاده، شهیدی که دوبار تشییع شد

12دی
تو ازدواج کن! شغلت پای من…
اسخ داد: "دارم مکه می‌روم. خلاصه، حلالمان کن."

تو ازدواج کن! شغلت پای من…

ثبت دیدگاه